احترام سيد حسن خميني و خانواده امام لازم است و حرمت آنها نبايد شكسته شود، به شرطي كه خود ايشان هم قدر و منزلت و حرمت خودشان را حفظ كنند. به عبارت ديگر، حرمت امام زاده با متولي آن است.

فرزندان امام و همچنين نواده‌هاي امام، مثل هر آدم ديگري حق دارند سليقه سياسي خودشان را داشته باشند، اما حق ندارند سليقه خود را به بهانه روابط خانوادگي، عين راه امام بدانند. فرزندان امام حتي مي‌توانند مخالف صريح راه امام باشند، اما ديگر نمي‌توانند ادعا كنند كه ما فرزند خميني هستيم!

معيار امام در چنين مواردي مشخص و قاطع است. امام هرگز انقلاب و جمهوري اسلامي را قرباني روابط خويشاوندي و خانوادگي‌اش نكرد. معيار امام، در خط انقلاب بودن افراد و اعضاي خانواده‌اش بود و معيار ما هم نظر امام و ولي‌فقيه است. چرا كه اين نصيحت امام است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيبي نرسد. امام هرگز نگفت پشتيبان من و يا خانواده‌ام باشيد!

ولي فقيه معصوم نيست، اما اشتباهاتش مثل ديگر افراد نيست. با سازوكاري كه در قانون معين شده و شرايط و خصوصياتي كه شخص رهبري بايد داشته باشد، اشتباهات ولي فقيه به كمترين حد ممكن مي‌رسد. البته همان اشتباهات كوچك هم اصلا قابل قياس با ديگر رهبران دنياي مادي نيست. يعني ولي فقيه نمي‌تواند مثل رهبران و روساي جمهور ساير كشورها، هنرپيشه و يا عضو مافيا و يا يك آدم فاسد باشد. چون در اين صورت اصلا نمي‌تواند ولي فقيه باشد. ولي فقيه با رهبران دنيا فرق دارد، چون معيارهاي ما با آنها فرق دارد. به خاطر اطمينان امام خميني از اين معيارهاست كه به مردم سفارش مي‌كند هميشه پشتيبان ولي فقيه باشند.

حاج احمد خميني گوش به فرمان امام و ولي‌فقيه بود. سليقه و نظر شخصي خودش را داشت، اما هرگز نظر خودش را بر نظر امام ترجيح نداد. امام درباره اين خصوصيت فرزندش مي‌گويد:«او مادامي كه من از بني صدر  بواسطه بعضي مصالح جانبداري مي‌كردم، او هم گاهي طرفداري مي‌كرد و آنگاه كه من پرده را بالا زده و او را بركنار كردم، حتي يك مرتبه از او طرفداري نكرد»

اين يعني اطمينان محض به تصميم ولي فقيه و تبعيت محض از دستوراتش. اينجا مسائل خانوادگي مطرح نيست. چه بسا همان زمان، برخي ديگر از اعضاي خانواده امام، علي‌رغم نظر امام از بني‌صدر حمايت مي‌كردند! اما حاج احمد خميني پشتيبان واقعي ولي فقيه بود و نه صرفا پشتيبان پدر. بر همين اساس وقتي امام از دنيا رفت، حاج احمد به صراحت تاكيد مي‌كند «ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي حركت كنيم. هرچه ايشان گفت، گوش كنيم. اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست!»

يعني اينكه حاج احمد خميني ولي فقيه را فراتر از روابط خويشاوندي مي‌داند و به تصميمات ولي فقيه اطمينان كامل دارد. البته حاج احمد براي حمايتش از رهبري، شرطي قائل نمي‌شود. نمي‌گويد من تا دو سال، يا پنج سال ديگر و يا در شرايط خاصي از ولي فقيه حمايت مي‌كنم و يا نمي‌گويد اگر مشكلي پيش آمد، تقصير ولي فقيه است، مي‌گويد مطمئن باشيد نقص از ماست! حاج احمد با درك صحيح معنا و مفهوم و جايگاه ولي فقيه، تاكيد مي‌كند كه «اگر روزي از پشت سر ولي فقيه كنار رويم و اگر ولي فقيه نفوذ كلمه‌اش كم شود، چه گناه بزرگي مرتكب خواهيم شد»

حاج احمد همچنين معيار خط امام را هم فراتر از روابط فرزند و پدري و سوابق شخصي‌ خودش مي‌داند. معيار حاج احمد، ولي فقيه زمانش است. حاج احمد هرگز نمي‌گويد اگر اينچنين شد يا آنچنان شد من برمي‌گردم! او شرط وفاداري به امام و در خط امام بودن خودش را پيروي محض از ولي فقيه زمان مي‌داند «امروز همه باید متحدتر، محکم تر و قاطع تر پشت سر رهبری باشیم و نگذاریم که رهبرمان احساس تنهایی کنند. همانطور که نگذاشتید امام (ره) احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست. و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنه ای است در خط امریکاست. من بعد از رحلت امام با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچكترين قدمي را عليه رهبري و برخلاف رهبري و حتي خلاف ميل رهبري برندارم و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي‌شويم»

بهانه جويان، وقتي دستشان خالي مي‌شود، به مغالطه متوسل مي‌شوند و تاريخ اين بيانات را به رخ ما مي‌كشند. غافل از آنكه حاج احمد در وصيت نامه‌اش كه آخرين موضع اوست و غيرقابل تغيير و براي هميشه، يكبار ديگر عمق ارادت خود را به ولي فقيه نشان مي‌دهد. او با شناختي كه از رهبري دارد و با وفاداري كامل به آرمان‌هاي امام، معيار عدم انحراف از خط امام را، حركت در جهت خط رهبري مي‌داند، چرا كه خط رهبري را چيزي جداي از خط امام نمي‌داند:«به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام و كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است!»

شايد به خاطر عمق ارادت حاج احمد خميني به رهبري و ولي فقيه زمانش بود كه سيد حسن خميني در مراسم تدفين پدر مي‌گويد:«خصلت دوم ايشان اين بود كه همواره به عنوان مؤيدي براي نظام، حامي براي مقام معظم رهبري و يك پشتيبان بسيار، بسيار عظيم براي ولايت فقيه بود. من شهادت مي‌دهم ايشان در اعماق جانش ولايت فقيه را پذيرفته بود. من شهادت مي‌دهم كه ايشان با تمام روحش ولايت فقيه را قبول كرده بود. من ديگر اعضاء خانواده امام را شاهد مي‌گيرم كه ايشان تمام زندگي خودش را براي ولايت فقيه و نظام مقدس اسلامي گذاشته بود. در جمله‌اي به مادر بسيار بسيار عزيزش فرموده بود: من از روزي كه خودم را شناختم تا اينك در راه آرمان‌هاي امام بودم و لحظه‌اي از اين راه سرباز نزدم.»

سيد حسن بعد از بيان اين خصوصيات دو گانه پدر (اول: گنجينه انقلاب بودن، دوم : حامي ولي فقيه بودن وي) جمله‌اي مي‌گويد كه وظيفه‌ و راه آينده‌اش را روشن مي‌كند:« گرچه اين پشتيبان بسيار بسيار عظيم از ميان ما رفته، اما اندرزهاي وي در گوش ماست و ما وظيفه داريم پرچمي كه ايشان بر دوش داشت تا آخرين لحظه بر دوش داشته باشيم. پس اگر ويژگي اول ايشان از دست رفته است و گنجينه اسرار انقلاب از ميان ما رخ بركشيده، اما ويژگي دوم، بر دوش من و شما و خانواده امام است»

به عبارت ديگر، سيد حسن به تبعيت از پدر، وظيفه خودش مي‌داند كه از ولي فقيه حمايت و پشتيباني كند…

باز هم تكرار مي‌كنم، سيد حسن و يا ديگر اعضاي خانواده امام، مي‌توانند و حق دارند سليقه سياسي خودشان را داشته باشند، اما وقتي از امام و يا از حاج احمد خميني دم مي‌زنند، معيارها مشخص است و غيرقابل تفسير. البته من هرگز ادعا نمي‌كنم كه خداي ناكرده سيد حسن عزيز، از ولي فقيه فاصله گرفته، اما احتمال مي‌دهم كه گرفتار تحليل‌هاي مختلف شده باشد!

لينك مرتبط:

چه كساني از فرزند امام انتقام گرفتند؟

الف: مبادا متن حماسه 14خرداد به حاشيه رود : در اين ميان، دلسوزي صداي آمريكا، راديو فردا، بي بي سي و ديگر رسانه ­هاي ضدانقلاب براي آقاي سيدحسن خميني و بيت امام، بسيار قابل تامل است.

فصلنامه حضور، موسسه تنظيم و نشر آثار امام، شماره دهم، ويژه چهلمين روز درگذشت حاج سيد احمد خميني